محمد تقي جعفري

241

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و يبغض بدنه و اعلم أنّ لكلّ عمل نباتا و كلّ نبات لا غنى به عن الماء . و المياه مختلفة ، فما طاب سقيه ، طاب غرسه و حلت ثمرته و ما خبث سقيه خبث غرسه و أمرّت ( و بدان براى هر ظاهرى باطنى است بر مثال خود ، آنچه كه ظاهرش پاك است ، باطنش نيز پاك است و آنچه كه ظاهرش پليد است ، باطنش نيز پليد است . پيامبر صادق ( ع ) فرموده است : خداوند دوست مىدارد بنده را در حالى كه دشمن مىدارد عمل او را و عمل او را دوست مىدارد در حالى كه بدنش را دشمن مىدارد . و بدان براى هر عملى روييدنى است و هيچ گياهى از آب بىنياز نيست و آبها مختلفند . آن آب كه پاك باشد ، كشتش و سيراب كردنش پاك و ميوه آن شيرين خواهد بود و آنچه كه پليد باشد ، كشتش پليد و ميوه اش تلخ خواهد بود . ) تطابق ظاهر با باطن در پاكى و ناپاكى هستند كسانى كه توفيق عمل به تكاليف را از دست داده و براى دست يافتن به هدف نهائى زندگى ، هيچ وظيفه اى را نمىشناسند ، اينان با يك جملهء بىاساس ، خود را تسليت و فريب مىدهند و مىگويند : « اى آقا ، انسان بايد قلبش پاك باشد ، درونش صاف باشد ، تكاليف و وظايف و حقوق و غير ذلك از الزامها و بايستىها اهميتى ندارند » اينان نخستين خطائى را كه مرتكب مىشوند ، اين است كه روابط پيوند دهندهء ظاهر و باطن را به يكديگر نمىفهمند ، يا عمدا خود را به نفهمى مىزنند كه خود را توجيه كنند آيا نسبت اعمال خير مانند عمل به حقوق ، انجام تكاليف و خدمت به بنى نوع خود به درون آدمى مانند « من ، شخصيت ، دل و وجدان ، نسبت معلول به علت خود نيست يا نسبت انگيزه به عمل مولود آن نمىباشد آيا انجام يك تكليف همانند موجى از شخصيت من بيقرار آدمى براى حركت به سوى گرديدنهاى ارزشى تكاملى نمىباشد » بديهى